شهید حسین حدادیان

شهید حسین حدادیان
نام پدر : محمد علی
تاریخ ولادت: ۲۰ بهمن ۱۳۳۷
محل تولد : بشرویه
تاریخ شهادت: ۲۸ آذر ۱۳۶۱
محل شهادت: سومار
شهید حسین حدادیان، روز بیستم بهمن ۱۳۳۷ در شهرستان بشرویه و در خانواده ای متدین و علاقه مند به ائمه اطهار (ع) پا به عرصه وجود گذاشت. پدر و مادرش به خاطر ارادت خالصانه به پیشگاه سرور و سالار شهیدان، آقا اباعبدالله الحسین(ع)، نام او را حسین گذاشتند. وی تا سن ۷ سالگی، در دامان پر عطوفت پدر و مادرخویش گذراند. سپس برای تحصیل علم، پا به محیط دبستان گذاشت. او تا پایه سوم دبیرستان، تحصیلات خود را سپری نمود و در ایام تعطیل و روز جمعه به کاری مشغول می شد و از این طریق، دست به احوال والدینش نیز می رساند.
تلاش و فعالیت برای پیروزی انقلاب اسلامی
شهید حسین حدادیان علاقه وافری به مجالس مذهبی و روضه خوانی امام حسین (ع) داشت. همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی، از آنجا که عشق به اسلام را در تربیت والدینش آموخته و شیر تربیت حسینی را از مادرش تغذیه کرده بود، خدمت و فعالیت را در آن زمان، مقدم بر تحصیل دانست و فعالیت شبانه روزی خود را شروع کرد و در پخش اعلامیه های امام و نوارهای سخنرانی و نظم تظاهرات سهم بسزایی داشت و تا پاسی از شب را در کوچه و بازار به نگهبانی و پخش اعلامیه مشغول بود. هنگامی که انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید و نگهبانی و کنترل شهرها به عهده نیروهای مردمی افتاد، در مساجد و کمیته های نگهبانی، اسم نویسی را آغاز نمود. پس از صدور فرمان تاریخی امام مبنی بر تشکیل ارتش بیست میلیونی و بسیج مستضعفین، از اولین کسانی بود که در این نهاد مقدس ثبت نام کرد و به فعالیت خود ادامه داد و روز به روز بر دامنه فعالیتش افزود.
۲۵۰ نفر از مزدوران بعثی را به هلاکت رساند
داوطلب حضور در جبهه
در زمان دولت موقت، وی از خدمت سربازی معاف شده و همیشه در این فکر بود که از چه طریقی به انقلاب اسلامی خدمت کند. با شروع جنگ تحمیلی و به محض اعلام نیاز به نیرو در جبهه ها، از اولین داوطلبانی بود که برای مصاف با صدامیان و یاری رساندن اسلام به جبهه شتافت. او پس از اتمام یک دوره سه ماهه، به زادگاهش بازگشت و همچنان به فعالیتهای خود در بسیج ادامه داد.
هنگامیکه فراخوان برای متولدین سال ۱۳۳۷ داده شد که می توانند دوران سربازی را طی کنند، خوشحال و شادمان ثبت نام و در ژاندارمری زابل دوره آموزشی خود را گذراند. پس از آن با شرکت در یک دوره تکمیلی آموزشی، داوطلبانه به جبهه اعزام شد. مدت ۳ ماه در جبهه بستان و مناطق جنوب جنگید و بقیه خدمت خود را نیز در جبهه های مختلف و از جمله، تنگه چزابه گذراند. مابقی خدمت خود را در ژاندارمری بستان به پایان رسانید. پس از اتمام خدمت سربازی به وطن عزیمت و مدت کمتر از یک ماه در کنار خانواده بود. در این مدت همیشه از جنگ و جبهه صحبت می کرد و علاقه وافری برای رفتن به جبهه داشت. تا اینکه دراعزامهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه، شرکت نمود. وی مجدداً از طریق سپاه پاسداران به جبهه های حق علیه باطل در غرب کشور اعزام شد و در منطقه سومار، گروهان یکم از تیپ ۲۱ امام رضا (ع) به نبرد پرداخت.
هلاکت۲۵۰ نفر از مزدوران بعثی
سرانجام در سن ۲۴ سالگی، در تکی که با رمز یا علی بن ابیطالب شروع شده بود، در ارتفاعات مندلی پس از به هلاکت رساندن بیش از ۲۵۰ نفر از مزدوران بعثی، روز بیست و هشتم آذرماه ۱۳۶۱ بر اثر اصابت ترکش خمپاره، به لقاءالله پیوست و به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود، رسید. پیکر پاک ایشان پس از تشییع بر روی دستان مردم شهید پرور بشرویه، در گلستان شهدای بشرویه به خاک سپرده شد. پاسدار شهید حسین حدادیان ، با عزت از گیتی بساط خویش را برچید و با خون خود ، درس قیام را در جامعه اسلامی رواج داد.
روحش شاد و یادش گرامی.
(( بسم الله الرحمن الرحیم ))
وصیت نامه حسین حدادیان ۲۵/۰۸/۶۱
از برادر حسن آقا جهانیان می خواهم که وصیت نامه ام را پیش از تشییع جنازه ام بخوانند.
((ما مصمم هستیم که روزى رخش ببینیم و این جان که از اوست،تسلیم وى کنیم)) ( امام خمینى)
(( ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص ))
و
با سلام بر پیامبر بزرگ ، حضرت محمد (ص) ، بزرگ رهبر اسلام و با سلام به
پیشگاه امام زمان (عج) و سلام بر نائبش امام خمینى و سلام بر شهداى کربلا و
کربلاهاى ایران ، سلام بر امت همیشه در صحنه ، سلام بر تمامى شهیدان ، از
صدر اسلام تاکنون ، سلام بر تمامى رزمندگان اسلام .
بارالها ، از اینکه به بنده حقیرت توفیق دادى که بار دیگر در جبهه حق علیه باطل شرکت کنم ، سپاسگزارم .
اى
قادر منان ، به حق عظمت و جلالت ، به ما بندگان توفیق بندگى در راهت عطا
فرما و به ما توانى ده که بتوانیم این جسم ناقابل را هدیه درگاهت کنیم.
اى
حى سبحان ، تنها چیزى که من را مى رنجاند و به خاطر آن بسیار ناراحتم که
من همیشه از یاد تو غافل بودم ، به لطف و مهربانیت، بنده حقیرت را ببخش .
بارخدایا، از تو مى خواهم که هر چه زودتر شهادت که آرزوى همیشگى من بوده است ، نصیبم گردانى .
پروردگارا، توفیق بده ، آنجا که آتش و خون است بجنگم و آنجا که عشق به شهادت است به پیش روم .
قادرا،
از تو مى خواهم که کمکم کنى تا بتوانم خونم را در راهت بریزم تا شاید با
ریختن خونم بتوانم خدمت ناچیزى به جمهورى اسلامى کرده باشم .
یاالله ،
رهبر عزیزمان ، این منجى انسانها را در پناه خودت از هرگونه بلا مصون و
محفوظش بدار و تا ظهور حضرت مهدى (عج) نگهدار او را .
اما پدرم ،
مادرم ، برادرم و خواهرانم ، مى دانم که مرا دوست دارید ، ولى قسمت این بود
که خداى مهربان من را به نزد خودش بخواند و رفتن به پیشگاه خداوند ، برایم
گواراتر و شیرین تر از مهمانى دوستان و همسایگان و سایر مسلمانها است ،
امیدوارم که چنانچه لیاقت داشتم من را به مهمانى سایرشهیدان بپذیرد .
پدر جان ، مادر جان ، اگر قسمت نشد که داماد شوم ولى خداى مهربان من را داماد خواهد کرد و شهادت که عروسم بود ، من را در آغوش کشید .
از پدر و مادرم که من را پرورش دادند و تا بدین حد رساندند بسیار ممنون و متشکرم . از خداى بزرگ توفیق سلامت آنان را خواستارم .
از
پدر و مادر و خواهران و برادر و اقوامم مى خواهم که هرگز بر من اشک نریزند
، زیرا اگر بر من اشک بریزند دشمنان خوشحال خواهند شد، گریه بایستى بر
غریبى امام حسین (ع) کرد ، گریه بایستى بر على اکبر و على اصغر امام حسین
(ع) کرد ، گریه بایستى بر مادر بزرگوارمان فاطمه زهرا علیها سلام کرد .
خلاصه والدین مهربانم و خواهران و برادر گرامیم ، چنانچه قطره اى اشک براى من بریزید ، از شمایان راضى نخواهم بود .
از
والدین و خواهران و برادرم و اقوام و همسایگان و کلیه امت حزب الله بشرویه
مى خواهم که امام مهربان ، این قلب تپنده امت را تنها نگذارند و جبهه ها
را یارى کنند .
از والدین ، خواهران و برادرم و اقوام و امت شهید پرور
مى خواهم که تا مى توانند امام مهربان را دعا کنند ، دنبال جنازه ام هیچ
عزادارى و به سر و سینه نزنند و سوره واقعه و سوره توبه را بخوانید و ترجمه
نمایید و آرام دنبال جنازه ام حرکت کنید . دوباره هم تکرار مى کنم، مبادا
قطره اى اشک به خاطر من بریزید .
از والدین و خواهران و برادر و امت
همیشه در صحنه بشرویه مى خواهم که قدر این انقلاب و رهبرى را بدانند و
دستورات پیامبرگونه خمینى بت شکن را یک به یک پذیرفته و عمل نمایند چرا که
او از سلاله پاک ائمه اطهار است .
زیاد به مادیات دل نبندید و زندگیتان
را هر چه ساده تر بگذرانید ، زیرا در نزد خدا عزیزتر خواهید بود . به
روحانیت مبارز و متعهد و مسئول احترام بگذارید ، خون شهدا را محترم شمارید و
به وصیت نامه هاى آنها عمل کنید .
از والدینم مى خواهم که چنانچه جنازه ام پیدا نشد ، هیچ ناراحت نباشند ، چون ما از آن خدائیم .
از
کلیه برادران بسیج مى خواهم که سنگر را خالى نکنند ، رهنمودهاى امام را یک
به یک انجام دهند . از دستورات فرماندهى کاملا برآیند، چرا که اطاعت از
فرماندهى امرى است واجب ، نگذارند که خداى نخواسته منافقان دست به توطئه
بزنند و یا در بسیج رخنه کنند ، به اسم اینکه ما انقلابی ایم . نماز را به
موقع همانطور که مى خوانند ، بخوانند و بیشتر با جماعت بخوانند .
از
والدینم مى خواهم که در اولین هفته شهادتم در شب دوشنبه دعاى توسل و در شب
جمعه دعاى کمیل و صبح جمعه دعاى ندبه را در محل بسیج برگزار نمایند ، از
کلیه برادران و خواهران مهربان مى خواهم که در این مجالس شرکت نمایند ،
مجددا از والدینم مى خواهم که هیچ برایم گریه نکنند .
از کلیه امت حزب الله مى خواهم که همیشه این دعا را بخوانند :
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار الهى آمین
خدایا خدایا از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر بیفزاى الهى آمین خدایا خدایا رزمندگان ما را نصرت عطا بفرما الهى آمین
خدایا خدایا صدام و لشکرش را نابودشان بگردان
در پایان شعار :
***** مرگ بر آمریکا ******یادشان نرود .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
برادر حقیر شما : حسین حدادیان ۲۵/۰۸/۶۱ امضاء شهید
وصیت نامه شهیدحسین حدادیان







