شهید مجید قدرتی

شهید مجید قدرتی
نام پدر:حسین
تاریخ ولادت: ۱ اردیبهشت ۱۳۴۴
تاریخ شهادت: ۶ مرداد ۱۳۶۴ 
محل شهادت: مریوان
نوع شهادت: توسط ضد انقلاب
زندگی نامهی شهید مجید قدرتی
شهید مجید قدرتی در سال ۱۳۴۴در شهر شهادت مشهد مقدس به دنیا آمد.مادر شهید بهترین خاطرهی خود را هنگام تولد این فرزند میدانند و میگویند: بهترین خاطرهی من هنگام تولد فرزندم است زیرا در منزل روضهی امام حسین(ع) برگزار کرده بودیم که به دنیا آمد و از همان آبی که برای مجلس روضه آماده کرده بودیم، او را شستشو دادند.

دوران کودکی ونوجوانی وی در شهر اصفهان سپری شد.تحصیلات ابتدایی را در مدارس غیردولتی با رتبه ممتاز گذرانده تا آشنایی کافی و لازم با فرائض دینی و مذهبی داشته باشد. هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که در کنار پدر و مادرش به نماز میایستاد و حرکات آنان را تکرار میکرد و در اوقات فراغت سوره های کوتاه قرآن را حفظ مینمود.
شهید با دوستان همسن و سالش صمیمی بود و در رفع مشکلات آنان بسیار کوشا بود، وی تحصیلات را تا کلاس سوم راهنمایی با موفقیت ادامه داد و مجتمع فنی حرفهای را برای ادامهی تحصیل انتخاب کرد و در رشتهی مکانیک اتومبیل به اخذ مدرک رسید.
شهید قدرتی در اوقات فراغت علاوه بر اینکه از ورزش غافل نبود به نگاشتن حوادث زندگی و دوران انقلاب میپرداخت و از وی دفترچههای مختلف خاطرات، به همراه تصاویر زیبا از جبهه، رزمندگان و ادوات جنگی به یادگار مانده است.که در قسمتی از یکی از دفترچههایش که در ایام حضور در جبهه نوشته است،نحوهی تعقیب و مبارزه با گروهک دمکرات وکومله را بسیار زیبا و خواندنی توصیف و ترسیم کرده است.
علاقهی فراوان به ائمهی اطهار و شرکت در مراسم مذهبی داشت و اکثر شبهای جمعه در دعای کمیل که در حرم مطهر امام رضا(ع) برگزار می شد و نیز هر هفته،صبح های جمعه در دعای ندبه شرکت میکرد.
شهید پس از تشکیل بسیج شرکت فعالانهی خود را در این نهاد نو پای آغاز نمود و به عنوان مسئول پرسنلی پاسگاه شهید فکوری مشهد خدمت میکرد و اغلب شبها در پایگاه به صبح میرسانید و به کارهای تبلیغاتی، نگهبانی، شرکت در جلسات ناحیه و…, میپرداخت.حتی مدتی جهت نگهبانی از اسرای عراقی از طرف پایگاه شهید فکوری به بجنورد رفت و یکبار نیز در سن ۱۶ سالگی همراه پدرش عازم جبهه شد و در بازگشت با آشنایی به امدادگری در بیمارستانهای مشهد به کمک مجروحین میشتافت.
شهید مجید قدرتی،دوران مقدس سربازی را در سپاه گذرانید و پس از گذراندن دوران آموزشی نظامی در پادگان افسریه تهران، به کردستان مظلوم اعزام شد و در تیپ 110شهید بروجردی به عنوان بیسیمچی به خدمت پرداخت و در عملیات مختلف تیپ که مبارزه با گروهکهای محارب و ضد انقلاب بود حضوری مستمر و مثمر داشت و از چند عملیات مختلف حوادثی در دفترچهی خاطراتش نقل کرده است.
بزرگترین آرزوی وی شهادت در راه خدا بود و آخرین دفعهای که به مرخصی آمد به برادرش میگوید که دیگر به مرخصی نخواهدآمد و میخواهد که او را در بشرویه به خاک بسپارند.گویی آرزویی دیرینه را در حال تحقق میدید و خود بارها گفته بود که شهادت هدف نهایی زندگی دنیوی است و سرانجام در تاریخ ۴/۵/۱۳۶۴ در حالی که در تعقیب گروهک کومله بود به ندای حق لبیک گفت و خون پاکش که سند محکمی از حریت انسانها و عشق به خدا و اطاعت از رهبری است در ارتفاعات کردستان، در نزدیکی روستای (خوش گلا) از توابع مریوان بر زمین ریخته شد تا درنهایت این خونهای پاک،تضمین کنندهی آزادی مردم مسلمان کُرد گردد و ثابت شود که شهید مجید قدرتی به حق، رهرو واقعی مولا و سرورش حضرت حسین بن علی (ع) میباشد. پیکر پاکش پس از انتقال به شهر مقدس مشهد، تشییع شد و طبق وصیت شفاهی شهید به شهر بشرویه منتقلگردید و بعد از آن که بر دوش مردم شهید پرور تشیع گردید در گلستان شهدای بشرویه درآغوش خاک آرام گرفت.
مادر و برادر شهید در قسمتی از خاطرات خود میگویند: تمام حرفها و رفتارهایش خاطره است ولی آنچه که هرگز فراموش نمیکنیم آخرین خداحافظی او است که در هر قدمی که برمیداشت یکبار به عقب نگاه میکرد و در حقیقت با نگاههایش میخواست بگوید که من دیگر برنمیگردم…
.شهید در قسمتی از نوشتههایش خطاب به مادرش میگوید :
سنگر اسلام باشد کعبهی آمال من
برشهادت بستهام احرام،مادرمیروم
صبربنما و دعاکن بر سپاه انقلاب
من،خداحافظ همین هنگام مادر میروم
و در بخشی دیگر از دفترچهی خاطراتش مینویسد:«خیلی علاقه به جبهه داشتم بنابر این پدرم برای من برگهی مرخصی به عنوان سرباز نوشتند و من با یکی از دوستانم از اهواز که محل استقرار پدرم بود به سمت جبهه رفتم.»
«روحش شاد و راهش پررهرو باد»



