تصویرشهدای بشرویهشهدای دانشجوشهدای روستاشهدای معلم

شهید محمدرضا کفتری

شهید محمدرضا کفتری
نام پدر : محمد
تاریخ ولادت: ۱ شهریور ۱۳۴۷
تاریخ شهادت: ۸ اردیبهشت ۱۳۶۶
محل شهادت: پاسگاه زید
نوع شهادت: حوادث مربوط به جنگ تحمیلی
عملیات شهادت: کربلای۸




نام و نام خانوادگی :  محمدرضا کفتری

نام پدر : محمد
سن شهادت : نوزده
نام دانشگاه : مرکز تربیت معلم نیشابور
رشته تحصیلی : ادبیات فارسی
مقطع تحصیلی : کاردانی
زندگی نامه :
یکم شهریور ماه ۱۳۴۷ ارسک از توابع شهرستان بشرویه به دنیا آمد.پدرش آقا محمد شغلش آزاد بود و مادرش فاطمه خانم نام داشت. وی در مرکز تربیت معلم نیشابور دوره ی کاردانی رشته ادبیات فارسی به عنوان دانشجو پذیرفته شد. هشتم خرداد ماه ۱۳۶۶در عملیات کربلای ۸به عنوان نیروی توپخانه در منطقه شلمچه براثراصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.پیکر مطهرش در زادگاهش به خاک سپرده شد
اشرح
مادر شهید؛
* محمد رضا همیشه می گفت مادر حاضرشهید شوم ولی به اسارت نروم در روزی از روزها که از خواب بیدار شد دیدم که قرآن می خواند و ناراحت است علت را جویاشدم گفت:‌ دیشب خواب دیدم که یک آقای بزرگوار با اسب به خانه آمدند و گفتند بلند شو با هم برویم من هم از شما اجازه گرفتم و با آقا به راه افتادم که ناگهان اسب تبدیل به یک کبوتر شد و پرواز کرد.

* در ایام تعطیلات نوروز که از تربیت معلم آمده بود، در یکی از شبها خوابی دیده بود و می گفت: در خواب دیدم که مردی سید با عمامه که روی اسب نشسته بودند وارد خانه شدند و یک بار دور حیاط خانه گشتند و در یک نقطه ایستادند و از من خواستند که با ایشان بروم، من از ایشان خواستم که موضوع را با شما در میان گذارم شما در حال نان پختن بودید نانی را برداشتم و به ایشان تعارف کردم ایشان از آن خوردند و تکه ای را به اسب دادند سپس من با آن سید سوار بر اسب شدیم و اسب یکدفعه به پرواز درآمد و در این موقع من از خواب پریدم و تمام بدنم می لرزید و از آن روز عشق رفتن به جبهه در من جان گرفت.

* شب پانزده رمضان بود که خواب دیدم که در آشپزخانه مشغول درست کردن غذا هستم که محمد رضا صدا زد مادر خداحافظ تا از خواب پریدم دیدم که مناجات را شروع کرده اند حالم دگرگون بود چون خبری از فرزندم نداشتم بعد از چند روزی خبر شهادتش را آوردند گویا همان شبی که خواب دیدم پسرم شهید شده بود.

 
وصیت نامه :
معلم متعهد و مومن کسی است که با اتکا به نیروی حق و دانش خود پرده های خرافه را از جلوی دیدگان دیگر انسان ها محو سازد و به آنها بفهماند که یأس و نا امیدی را هرگز به خود راه ندهند. معلم زمانه ما دین و سیاست را مکمل هم بداند و بدون هیچ گرایشی شاگردان خود را به صراط مستقیم تعمیم دهد و به آنها بفهماند که یأس و نا امیدی را هرگز به خود راه ندهند.

اطلاعات بیشتر

مقالات مرتبط

دکمه بازگشت به بالا