غلامرضا خورشیدی
غلامرضا خورشیدی

غلامرضا خورشیدی

غلامرضا خورشیدی 

غلامرضا خورشیدی
غلامرضا خورشیدی

نام پدر: محمدحسن

تاریخ تولد: ۱۳۲۵/۹/۳

محل تولد: فردوس

تاریخ شهادت: ۱۳۷۰/۱۲/۷

محل شهادت: اصفهان

محل دفن: مشهد

یگان اعزام کننده: ارتش ـ سرتیپ خلبان

 

 


غلامرضا خورشیدی

زندگی نامه

شهید غلامرضا خورشیدی در سال ۱۳۲۵ در شهرستان فردوس مشهد در یک خانواده متدین بدنیا آمد و اولین فرزند خانواده بود و پدر و مادرش خیلی آدمهای خوبی هستند در بچگی دو بار به زیارت کربلا رفته بود.

 در سال ۱۳۴۶ وارد نیروی هوائی شد برای خلبانی دو بار برای دوره به آمریکا رفته است و استاد خلبان F14 بود. یک پدر خیلی خیلی مهربان بود و یک انسان والا و از خود گذشته.

تمام خدمت دنبال کار و پرواز بود بالاترین ساعت پرواز جنگی را در نیروی هوائی داشت یعنی بالای ۳۵۰۰ ساعت پرواز جنگی در زمان جنگ او را در پایگاه

رضا میگ زن لقب می دادند چون هواپیما آنها شکاری بود تمام شبها جنگ او پرواز درون مرزی داشت و چون من خودم شاغل در نیروی هوائی بودم می فهمیدم که او پرواز مخصوصی دارد.

خیلی از خود گذشته بود از زور کار اصلا با ما غذا نمی خورد مادرم به او می گوید ابابیل مرغی است که هوا بعل می کنند و غذا نمی خورد و زندگی می کنند.

جزء نادر سرهنگ خلبانانی بود که خیلی خیلی خاکی و مهربان بود،تمام فرماندهان، روحانی، درجه داران، کارگران پایگاه ها دوستش داشتند حتی به قول پرسنل پایگاه شهید بابائی اصفهان دیدارهای پایگاه اصفهان برای شهید خورشیدی گریه کردند

هنوز پرسنل نیروی هوائی من را می بیند گریه می کنند از سوز دل و می گویند شهید خورشیدی نمونه یک انسان بود.

در سه سال آخر جنگ فرمانده پشتیبانی F14 در جبهه بود در پایگاه بوشهر تمام کمیسیون جنگ را با شهید بابائی در منطقه بود (به خاطر پرواز زیاد هفته ای دوبار من لباس پرواز او را می شستم و دوستان متدین و مومن او به من می گفتند خانم خورشیدی شما هم در ایثار او پیش خدا بزرگ سهم داری و حال می بینم که درست می گفتند من حال در نبود او پیش خدا بزرگ سهم داری و حال می بینم که درست می گفتند.

 من حال در نبود او سه فرزند نمونه در قصر فیروزه دارم دخترم در دبستان شهید بهشتی نمونه است از نظر اخلاق و درس و پسرهای خوبی هم دارم همین شکر خدا به خاطر زحمت بی دریغ او به من احترام می گذاشتن، او رئیس و فرمانده و

پشت میز نشین نبود هر وقت به او ماشین سازمان میدادند که سر کار برود او تحویل اداره میداد و تمام راهها را پیاده می رفت.

 یک خلبان جنگی پر کار و یک پرسنل فداکار و زحمت کش تمام سالها فرمانده هفته دفاع مقدس در شهرستان اصفهان بود از زمان اول جنگ تا روز شهادت خلبانی بود که نه تنها نیروی هوائی بلکه بسیج سپاه او را دوست داشتند.

تمام دوستانش به من می گفتند شهید حیف بود شهید نشود و در جای دیگر بمیرد او یک بار در سال ۱۳۶۴ تشویق به زیارت خانه خدا رفت.

از خاطرات شهید یک روز که از پرواز آمده بود می بیند زیر هواپیما آتش گرفته روی زمین و یک موشی به زیر هواپیما بسته بوده و او فوری خود را روی آتش می اندازد و آتش را خاموش می کنند تمام قطعه جدید که روی هواپیما نصب می کردند او خلبان آزمایش هواپیما نیز بود هواپیما تازه تعمیر و تازه قطعه بسته را بالا می برد و آزمایش و آماده پرواز جنگی میکرد برای همکاران دیگر خلاصه با این همه زحمت و ایثار و جانبازی در سال ۱۳۷۰ در روز ۷ اسفند ماه با یک پرواز جنگی در پایگاه اصفهان سقوط کرد و به درجه شهادت رسید.روحش شاد باد.

صبح روز ۷ اسفدن یک پرواز آزمایشی انجام داده و بعد با یک هواپیما دیگر بالا می رود و وقت فرود آمدن هواپیما دچار نقص فنی میشود و او تا آخرین زمان دکمه را نمی زند و وقتی می بیند که هواپیما دارد زمین می خورد می پرد که دیگر دیر بود و چتر او باز نمی شود و به زمین می خورد.


غلامرضا خورشیدی درشب شهادتش بی قرار بود/ با شروع جنگ تحمیلی جزو اولین دسته ی پروازی بود که هواپیمایش را مجهز کرد

شهید خورشیدی همر زم شهید بابایی بود و یک لحظه از فعالیت و جنب و جوش نمی افتاد، روز شهادتش به او الهام غیبی شده بود که امروز روزی است که تو دنیای خاکی را وداع می کنی و به ملکوت اعلا پرواز خواهی کرد.

به گزارش خبرنگار خاورستان، در ادامه معرفی شهدای استان خراسان‌جنوبی، این بار خاورستان، شهیدی از شهدای خلبان استان را معرفی می کند.

غلامرضا خورشیدی فرزند محمد حسن در سال ۱۳۲۵ در شهرستان فردوس چشم به جهان گشود و ایشان علاقه‌ی خاصی به خاندان عصمت طهارت داشت و همراه پدرش در مراسم زنجیر زنی هیات عزاداران محله شرکت می کرد و با همکاری جمعی از دوستانش به تاسیس هیات عزاداران شاهزاده علی اکبر، که همه اعضایش نوجوان بودند اقدام نمود و هر هفته جمعه شب ها مراسم نوحه خوانی به یاد نوجوان ۱۸ ساله  ی امام حسین(ع) برگزار می کرد و سپس در سال ۱۳۴۳ موفق به اخذ دیپلم شد.

گذراندن دوره های تخصصی خلبانی در آمریکا

در آزمون ورودی افسری نیروهای هوایی شرکت کرد و موفق شد دوره های مختلف تخصصی این نیرو را در ایران و آمریکا بگذراند.

به نقل از دوست اش: وقتی من ایشان را در خارج دیدم، مثل همان روزهای اول که در ایران با او آشنا شدم، همان حالت را داشت و این شهید مدت چند ماهی در آمریکا بود، روحیات و اخلاقش طوری بود که استادان و مربیان هم فهمیده بودند که ایشان با سایر بچه ها فرق دارد و به مناسبت اعیاد و مراسم سوگواری مجالسی ترتیب می داد.

غلامرضا خورشیدی در ۲۵ سالگی با خانم اقدس رنجبرکبوترخانی ازدواج کرد که ثمره ی هیجده سال زندگی مشترک آن ها سه فرزند به نام های آرش، علی و ستاره است.

پرکاترین پرسنل پرواز / همیشه اولین نفری بود که برای انجام کار داوطلب می شد

به تایید دوستانش، از پرکاترین پرسنل پرواز محسوب می شد و اکثر مواقع در محل کارش حضور داشت و کمتر در منزل پیدا می شد، آرزویی جز نجات کشور ازدست بیگانگان نداشت.

با شروع جنگ تحمیلی جزو اولین دسته ی پروازی بود که با ابلاغ ماموریتی هواپیمایش را مجهز کرد و به منطقه ی غرب و دیگر جاهای مورد نیاز رفت و حدود ۹ ساعت در هواپیما می ماند که تا آن زمان بی سابقه بود و همیشه اولین نفری بود که برای انجام کار داوطلب می شد و می گفت: روی من به اندازه ی سه نفر حساب کنید.

از جمله فعالیت های غلامرضا می توان به استاد پروازی، شهردار منطقه‌ی هوایی اصفهان، مسئول تدارکات و پشتیبانی و عملیات پرواز ۱۴ در بوشهر و انجام آخرین مرحله ی چک دستگاه های هواپیماهای در حالت پرواز اشاره کرد.

به پاس خدمات و فعالیت هایش به حج اعزام گردید

وی به پاس خدمات و فعالیت هایش به حج اعزام گردید و پس از برگشت، همچنان سخت کوش بود و فرزند شهید در مورد شجاعت پدرش می گوید: دوستان پدرم می گفتند ” آن قدر شجاع بود که با خلبان درکابین خود که در هنگام جنگ، از ترس صحبت نمی کرد، برای روحیه ایشان در آن وضع شوخی می کرد و گاهی برای بهتر عمل کردن، کمربند خود را باز می نمود و برمی گشت پشت سر خود را نگاه می کرد”.

سرلشکر بابایی: “من خیالم آسوده است که با وجود خورشیدی، ما مشکل نخواهیم داشت.”

به نقل از سرهنگ باقری؛ “در مدتی که در منطقه هوایی شهید بابایی اصفهان حضور داشت، فرمانده پایگاه تیمسار عطایی، خیلی ایشان را دوست داشت و هر مشکلی که پیش می آمد فورا شهید تماس می گرفت و می‌گفت: این مساله را خودت هر طوری که صلاح می دانی انجام بده، شهید خورشیدی بلافاصله لباس می پوشید و در پی آن مشکل می رفت و تا انجام نمی داد، خواب و خوراک نداشت و در ماموریت هایی که می رفتیم شهید سرلشکر بابایی، اول شهید خورشیدی را مامور می کرد که به محل ماموریت برود و تمام مشکلات موجود را برطرف نماید و می گفت “من خیالم آسوده است که با وجود خورشیدی، ما مشکل نخواهیم داشت”.

سرهنگ باقری درباره ی نحوه شهادت غلامرضا می گوید “درعملیات منطقه من، شهید خورشیدی، سرهنگ طهماسبی و سرهنگ مردانی بودیم، برای خوردن صبحانه آمدیم، غذا که آماده شد به شهید خورشیدی گفتیم، بیا بنشین و صبحانه بخور و گفت: من امروز میل ندارم و بعد می‌خورم، خلاصه با اصراری که کردیم، آمد و نشست و دو سه لقمه خورد و بلند شد.

همه‌اش داشت راه می رفت، گفتیم بنشین چه عجله‌ای داری؟ هنوز که وقت داریم و تا ساعت ۸ خیلی وقت هست و می توانی صبحانه بخوری و وقت اضافه بیاوری، شهید خورشیدی یک لحظه از فعالیت و جنب و جوش نمی افتاد، در این روز شاید به او تلقین شده بود و یا هاتف غیبی به او احتمالاً گفته بود که امروز روزی است که تو دنیای خاکی را وداع می کنی و به ملکوت اعلا پرواز خواهی کرد، در آن روز بود که شهید خورشیدی بی قراری می کرد و ما هرچه می گفتیم: امروز چه شده؟ چه خبر است؟ می گفت: نمی دانم، ولی فکر می کنم که یک احساس دیگری دارم و نیز آن روز هم قبول نکرد کسی دیگر به جایش پرواز کند.

به من گفت: خودم می روم و بر می گردم و می آیم و می نشینیم و درباره مسایل کاری که داریم صحبت می کنیم موقع رفتن از بچه‌ها خداحافظی کرد آنچنان روحانیتی در چهره اش نمایان شده بود و موقع رفتن همه را می بوسید و از یک یک بچه ها خداحافظی می کرد، چتر و کلاهش را برداشت که هواپیما را برای پرواز روشن بکند، شاید حدود یک ساعت از پروازش نگذشته بود که صدای آژیر زنگ اضطراری به صدا درآمد و نگران بودیم و بچه ها دویدند به سمت تلفن که از برج مراقبت علت آژیر را بپرسند که متاسفانه اطلاع دادند هواپیمای شهید خورشیدی در حال آموزش بوده و برای نشست آماده می شده که دچار نقص فنی شده است و سقوط کرده است.”

این حادثه در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۷۰ در منطقه عملیاتی اصفهان به وقوع پیوست و پیکر پاکش در حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شده است.

 


تصویر

غلامرضا خورشیدی
غلامرضا خورشیدی

این مطالب را نیز ببینید!

محمد منتظر قائم

محمد منتظر قائم

محمد منتظر قائم نام پدر: علی اکبر تاریخ تولد: 1327 محل تولد: فردوس تاریخ شهادت: 1359/02/05 محل شهادت: صحرای طبس محل دفن: طبس یگان اعزام کننده: سپاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *