شهید رحمت الله خفاجه

شهید رحمت الله خفاجه
نام پدر: حسنعلی 
تاریخ تولد: ۱۳۴۶/۱۰/۰۶
محل تولد: نوبهار
تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۱
محل شهادت: اروند رود
محل دفن: نوبهار
یگان خدمتی: بسیج
وصیتنامه اول شهید رحمت الله خفاجه
اکنون که به یارى الله و به فرمان روح الله عازم جبهه هاى نبرد حق بر علیه باطل هستم از خداوند مى خواهم که این جان ناقابل من را در راه اسلام و قرآن و امامان قبول کند و از من بپذیرد و مرا در ردیف شهیدان اسلام قرار بدهد.
پیام شهید به مادرش
کنار سنگرم و لحظه هاى آخر من. سلام بر تو اى سربلند مادر من .
مگو که خلعت شادى دوخت بر پسرم؟ که دوخت خلعت من دست پاک رهبر من
مگو که حجله کجا بود و نوعروس که بود؟ عروس اسلحه ام بود و حجله سنگر من
مگو که دست چه کسى نُقل بر سرم مى ریخت؟ که ریخت بارش رگبار، نُقل بر سر من
اسلام خون می خواهد
جنازه ام را نشان همه برادران بدهید که بدانند که اسلام با خون خود رشد کرده است .
و در آخر از شما خانواده ام مى خواهم که براى من گریه نکنید. چون که به کام خود رسیده ام و هر جا که پدرم گفت جنازه ام را دفن کنید. در سر قبرم دعاى توسل خوانده.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته مورخه رحمت ا… خفاجه امضاء شهید
وصیتنامه دوم شهید رحمت الله خفاجه
بارالها، مرا ببخش که بیش از این جان ندارم که در راه تو فدا کنم .
وصیتم به برادرانم این است کـــه اى برادران مهربانم، شما نباید بگذارید که خون شهدا پایمـال شود و نباید بگذارید اسلحه گرم من سرد شود .
از خواهر مى خواهم که زینب وار راه مرا ادامه دهد و چون کوه استوار باشد و در شهادتم گریه نکند.
به امید پیروزى اسلام بر کفر جهانى
هر کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنى هر دو جهانش بخشى دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
دوستدار همگى شما – رحمت الله خفاجه والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
مورخ ۱۶/۱۱/۶۴امضاء شهید : رحمت ا… خفاجه ۱۶/۱۱/۶۴
وصیتنامه سوم شهیدرحمت الله خفاجه
خداوند بشر را خلق کرد تا در دنیاى فانى امتحان پس بدهد و خداوند هر لحظه و هر ساعت بنده اش را در دنیا تا موقع مرگ امتحان مى کند و خوش آن فردى که از امتحان خداوند خوب در مى آید و همیشه ذکر خدا در دلش است و ما شیعیان حضرت على (ع) باید از دستورات و فرمایشات مولایمان اطاعت کنیم و مثل فرزند پاکش امام حسین (ع) بر علیه ظلم قیام بکنیم و باید روانه میدان شد و ریشه هاى ظلم و بیدادگرى را از بن کند. من الآن نداى رهبرم را شنیدم و عاشقانه روانه جبهه شدم و در راه خدا پیکار و نبرد کردم. سرانجام در راه خدا و اسلام شهید شدم و خدا را صد هزار مرتبه شکر مى کنم که به این فیض نایل شدم و تنها این آرزویم بوده تا در راه دین و اسلام شهید شوم و هیچ گونه ناراحت نباشید که راه شهدا راه پیامبران و ائمه است .
هدف از رفتن به جبهه حب مقام نیست
خدا را شاهد مى گیرم که هدفم از رفتن به جبهه نه به خاطر ریاست و مقام و غرور نیست، بلکه به رضاى خدا بوده است و هیچ وقت به شایعه افکنى دشمنان گوش ندهید و همیشــه پیام آور خون شهیدان باشید .
در آخر براى همگى شما آرزوى موفقیت و دعا را دارم.





