شهدای بشرویهشهدای تربیت معلم فردوسشهدای دانشجوفیلم

شهید سید محمدرضا خاکساری مقدم

نام پدر : سید حسین
دانشگاه : مرکز تربیت معلم شهید مفتح فردوس
مقطع تحصیلی : کاردانی
رشته تحصیلی : آموزش ابتدایی
مکان تولد : بشرویه (خراسان جنوبی)
تاریخ تولد : ۱۳۴۵/۰۲/۲۲
تاریخ شهادت : ۱۳۶۴/۱۱/۲۱
مکان شهادت : ام الرصاص
عملیات : والفجر ۸


زندگی نامه :

بیست و دوم اردیبهشت ماه ۱۳۴۵در شهرستان بشرویه به دنیا آمد.پدرش آقا سیدحسین کشاورز بود و مادرش فاطمه خانم نام داشت. وی در مرکز تربیت معلم شهید مفتح فردوس دوره ی کاردانی رشته آموزش ابتدایی به عنوان دانشجو پذیرفته شد. بیست و یکم بهمن ماه ۱۳۶۴در عملیات والفجر ۸در منطقه اروند براثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.پیکر مطهرش در زادگاهش به خاک سپرده شد

درباره شهید :

همرزم شهید : هنگام اصابت خمپاره به موقع رسیدم و چون سر شهید را بر زانو گرفتم اشکهای شهید را بر گونه هایش دیدم از او علت را سوال کردم، گفت: «چرا سرم را از کنار مادرم فاطمه برداشتی…»

وصیت نامه :


وصیت نامه شهید سید محمد خاکساری مقدم
تاریخ ۱۳۶۴/۱۱/۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم

(إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ)

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِیمِنْجُنْدِکَ فَإِنَّ جُنْدَکَ هُمُ الْغَالِبُونَ، وَاجْعَلْنِیمِنْ حِزْبِکَفَإِنَّحِزْبَکَهُمُالْمُفْلِحُونَ ، وَاجْعَلْنِیمِنْ أَوْلِیَائِکَفَإِنَّأَوْلِیَاءَکَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْیَحْزَنُونَ ؛خدایا مرا از سپاه خود قرار ده که سپاه تو منحصرا همیشه فاتح و غالبند و مرا از حزب خود مقدر فرما ، که حزب تو منحصرا پیوسته فیروزند و مرا از دوستان خود قرار ده که البته دوستان تو ( در دو عالم ) هیچ ترس و غم و اندوهی در دل ندارند »

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود به پیشگاه یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله(عج الله تعالی فرجه) و نائب بر حقش، خمینی بت شکن و با درود و سلام به رزمندگان همیشه پیروز اسلام که برای دفاع از اسلام می جنگند و سلام بر شهیدان به خون غلطیده اسلام و انقلاب اسلامی ایران ، همچنین شهدای بشرویه که جان خویش را در راه اسلام تقدیم نموده اند و با سلام و درود به ملت قهرمان و شهید پرور ایران که با کمکهای خود مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب می کوبند.

شکر میگذارم خداوند قادر یکتا را که به من توفیق داد تا بتوانم پا به جبهه نبرد حق علیه باطل گذارم و در کنار دیگر برادران از اسلام عزیز و میهن اسلامیمان دفاع نمایم، جبهه ای که در آن تمامی حق در مقابل تمامی باطل ایستاده است و ملت ما در این جبهه تا سرحد از دست دادن جان و شهادت بقول امام عزیزمان، ملت ما در مقابل تمامی کفر، با قامتی به بلندی ابدیت ایستاده است.

من هم در این راه آگاهانه قدم گذاشتم و آگاهانه به جبهه آمدم و آگاهانه جنگیدم و اگر شهید شدم، بدانید آگاهانه شهید شده ام.

هدف من از آمدن به جبهه این بود که، چون خود را در مقابل مکتبم که همان اسلام است مسئول می دیدم، اسلامی که با خون هزاران هزار شهید از صدر اسلام تاکنون آبیاری گردیده، اسلامی که بخاطر به ثمر رسیدن آن افراد زیادی سختیها کشیده و شکنجه ها دیده اند، اسلامی که حسین ها و ابوالفضل ها و علی اکبرها و علی اصغر ها را در راه خود فدا نموده است، اسلامی که به خاطر آن افراد زیادی اسیری ها کشیده اند و آواره گیها دیده اند، لذا بر خود وظیفه دیدم که باید در هر حال ازاسلام عزیز پاسداری نمایم.

من پاسدارم، هرگز نکنم پشت به مکتب

گر سر بدهم، بر سر پیمان خود هستم

اگر لیاقتی بود و خداوند مرا به حضورش پذیرفت، از شما ملت غیور و همیشه در صحنه می خواهم که امام را تنها نگذارید و برای ایشان دعا کنید، زیرا امام قلب انقلاب اسلامی است و تا زمانی که امام را دارید، جمهوری اسلامی زنده و پاینده است و به کشور آسیبی نمی رسد.

ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید، که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد. ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید، که حسین در میدان نبرد شهید شد.

ای مادران، مبادا از رفتن فرزندتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید، که تحمل ۷۲ شهید را نمود، از مردم شهید پرور بشرویه می خواهم که مرا ببخشند که نتوانستم خدمتگزاری مفید برای آنها باشم.

پدر و مادر عزیزم:

دورد فراوان بر شما، امیدوارم سلام مرا که از صمیم قلب و از فرسنگها راه دور می آید، بپذیرید. سلامی که از میان آتش و خون و از دشت خونین جبهه های نبرد می رسد، پذیرا باشید.

از اینکه نتوانستم حتی ذره ای از زحمات و شب بیداریهای شما را جبران کنم، طلب بخشش می کنم و امیدوارم در مرگ فرزندتان، ناراحت نباشید که دشمن خوشحال می شود، ما امانتی از جانب خداوند نزد شما هستیم ، که هرگاه بخواهد آنرا می گیرد.

پدرم، مرا ببخشید که نتوانستم در زندگی به شما کمکی نمایم ، خداوند به شما صبر عنایت فرماید.

مادر جان، اگر شهید شدم در مرگم همچون فاطمه صبور باش تا بتوانی دوری ام را تحمل کنی.

اما تو ای برادرم امیدوارم همچون مسلمانان صدر اسلام بوده و بتوانی راه تمامی شهدا را ادامه دهی.

خواهرانم، در مرگم مانند زینب کبری(ع) صبور باشید تا بتوانید رنجها و مشقات را تحمل کنید. با حفظ حجاب هایتان که از همه چیز مهم تر است، راه شهدا و راه مرا ادامه دهید. حجابتان را حفظ کنید که از خون شهید کوبنده تر است. ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است:

(ارزنده ترین زینت زن، حفظ حجاب است) دوستان و همرزمان، سلاح ایمان را حفظ کنید و در سنگر، از اسلام و قرآن دفاع نمائید . سلاح تنها کافی نیست و بایستی ایمان با عمل توام باشد.

از کلیه برادران دانشجو و همسنگرم در سنگر تعلیم و تربیت میخواهم که اولا، مرا ببخشند و ثانیا، بدانید که حرفه مهمی را انتخاب کرده اید و در آینده ای نه چندان دور به دوش شما مسئولیتی بس سنگین گذاشته می شود، فردا نونهالانی می خواهند زیر دست شما تربیت و تعلیم را ببینند که آینده سازان این کشور خواهند بود. پس بیدار باشید که اول خود را بسازید تا بتوانید در آینده دیگران را بسازید.

از تمام مدرسین و استادان محترم می خواهم که مرا ببخشند که در این مدت نتوانستم شاگردی کوشا باشم و نتوانستم جبران زحمتهای آنها بنمایم، امیدوارم خداوند به آنها اجر عنایت فرماید.

در پایان از تمامی دوستان و اقوام و همشهریانم می خواهم که مرا ببخشند و برای من گریه نکنند، اگر می خواهید گریه کنید بر دردهای دل فاطمه(ع) گریه کنید. اگر می خواهید گریه کنید بر غریبی و تنهایی اباعبدالله و ۷۲ شهید صحرای کربلا و علی اکبر و علی اصغر حسین و بر اسیری زینب گریه کنید.

از شما مردم می خواهم، اگر جنازه ام به بشرویه حمل گردید، مرا تا محل فاطمیه ببرید چون من خدمتگزار فاطمه زهرا و امام حسین (ع) بودم و می خواهم این جسد ناقابلم یکبار دیگر به خانه حضرت زهرا برده شود.

در پایان از خداوند طول عمر و سلامتی کامل را برای رهبر کبیر انقلاب اسلامی خواستارم.

خدمتگزار کوچک شما – سید محمد خاکساری مقدم مورخه ۶۴/۱۱/۰۹

فیلم

دانشنامه افتخاری

اطلاعات بیشتر

مقالات مرتبط

دکمه بازگشت به بالا